زن اول: این دختره که با ما اومده بود سفر با احمد آشنا بشه برای ازدواج، نامزد داشته!؟
زن دوم: آره، سه ساله میخواد جدا بشه پسره اذیتش میکنه و ولش نمیکنه، دیدم حیفه بخاطر یه رابطهی زورکی و منجر به جدایی فرصتهای دیگهش برای زندگی رو از دست بده.
زن اول: پسره رو دیدم از دور، چقدر مظلوم و آرومه! همون بهتر که دختره غرق شد! آه اون پسر گرفتش!
«برداشت آزاد از فیلم دربارهی الی»